سبد خرید 0

وبلاگ

مهارت های ارتباطی در کسب و کار

ارتباط

هدف از یادگیری مهارت های ارتباطی در کسب کار توانایی متقاعد سازی مخاطب برای برقراری ارتباط و رسیدن به توافق برای کسب سود است.

یادگیری مهارت های ارتباطی در کسب و کار شامل دو دسته مهارت های کلامی و مهارت های غیر کلامی می باشد که با استفاده از آنها با کمترین زمان به بیشترین سود می رسیم.

فرایند بیشتر کسب و کارها مبتنی بر گفتگو انفرادی است و بندرت نیاز به ارتباطات جمعی می باشد و یا سخنرانی می باشد.

ارتباطات انفرادی

استفاده از مهارت هایی لازم است که در کسب و کار باید با یک نفر مذاکره کنیم که مخاطب می تواند مشتری، همکار و یا حتی مدیر باشد.نوع گفتگو و ارتیاط باید یه گونه ای حرفه ای باشد که بر روی شخص اثر گذار باشد و بتوانیم مخاطب را متقاعد کنیم.

ابتدا سعی می کنیم کلام اثر گذار برای مشتری داشته باشیم و سپس حس خوبی را به مخاطب بدهیم که همچنان دوست داشته باشد که با ما ارتباط بگیرد.ارتباط گرفتن با ما برای شخص باید خوشایند باشد نه اینکه فقط متقاعد شود ولی دوست نداشته باشد کاری را انجام دهد.

مهارت های غیر کلامی

مشتری

از نطر بسیاری از افراد شروع ارتباط با کلام و گفتن سلام آغاز می شود در صورتی که رعایت کردن نکاتی قبل از ارتباطات کلامی می تواند بر اثر گذاری و متقاعد سازی مخاطب کمک کند.نکاتی که بر احساسات مشتری تاثیر گذار است.افراد معمولا با منطق خود خرید نمی کنند بلکه با احساسات خود اقدام به خرید و با منطق خود خریدشان را توجیه می کنند.

در ادامه نکاتی در خصوص مهارت های غیر کلامی آورده شده است.

ارتباط چشمی

مهم ترین ویژگی مهارت های غیر کلامی داشتن ارتباط چشمی صحیح با مخاطب است.قبل از سلام ابتدا از طریق ارتباط چشمی مذاکره را آغاز می کنیم و اثر مستقیم بر ناخودآگاه مشتری می گذاریم.

ارتباط چشمی در حین مذاکره نیز باید به نحوی انجام شود که برای شخص این حس ایجاد شود که هیچ چیز و هیچ کسی در این لحظه برای شما مهم تر از مخاطب و کشف درد و لذت او نیست.البته ارتباط چشمی نباید به حد زل زدن به مخاطب و به طور مصنوعی باشد بلکه در طول ارتباط باید نگاه خود را از یک چشم مشتری به چشم دیگر آن هدایت نمود.

در خصوص ارتباطات حمعی و یا زمان سخنرانی ارتباط چشمی باید برای کلیه حضار انجام شود که به صورت حرف W و یا M انگلیسی نگاه سخنران باید به حضار سالن باشد.

اهمیت ارتباط چشمی به حدی است که اگر به طور صحیح انجام نشود ممکن است بخشی از محتوای شما به سادگی به مخاطب منتقل نشود.

در بسیاری از مواقع می توان زبان چشمها را جایگزین زبان کلمات نمود.

لبخند زدن

قانون دیگری که در ارتباطات غیر کلامی وجود دارد مهارت لبخند زدن است.بجای داشتن چهره عبوس ویا اخمو داشتن مقداری تبسم به همراه ارتباط چشمی لازم می باشد.

نوع تبسم باید به نحوی باشد که برای مخاطب این حس را بوجود آورد که شخص دوست دارد که با او ارتباط برقرار کند.

دست دادن

دست دادن هنگام شروع برخورد و قبل از مذاکره معمولا در تمام کشورها مرسوم می باشد.ممکن است بارها در طول روز هنگام ملاقات و یا خداحافظی اقدام به دست دادن با افراد مختلف کنید که هر یک از آنها بیانگر پیامی برای مخاطب باشد.

زمانی که برای اولین بار قصد مذاکره با شخصی را دارید خیلی مهم است که طرز دست دادن شما برای وی حالتی نداشته باشد که بر ادراک شخص تاثیر منفی ایجاد نماید. زیرا در مذاکره صحیح افراد در آن یکسان هستند و به دنبال نقاط مشترک برای تفاهم هستند.

همسان سازی

همسان سازی مختص زبان بدن است.تلاش کنید زبان بدن تان شبیه شخص مقابل باشد.تا جایی که امکان دارد این مورد را رعایت کنید.

به طور مثال زمانی که شخص نشسته است و به طور ایستاده به مذاکره بپردازیم، اثر گذاری کمتری خواهیم داشت و بالعکس.

رفتارهای زبان بدن مخاطب را بدون اینکه متوجه شود تکرار کنید.

اگر در طول مذاکره لحظه ای دست در جیب و یا پا روی پا می اندازد بدون اینکه متوجه شود لحظاتی بعد این کار را تکرار کنید و بر ضمیر ناخودآگاه او تاثیر بگذارید به نحوی که از جایی به بعد شخص با شما همراه گردد و رفتار های شما را ناخودآگاه انجام دهد.

وقتی به این درجه از همسان سازی رسیدید مخاطب آماده پذیرفتن است و میتوانید بر قدرت کلام بیافزایید.

همسان سازی در ارتباطات جمعی به شناخت مخاطبان مربوط می شود این که بدانیم برای چه گروهی صحبت می کنیم و چه دغدغه، خواسته و یا اهدافی دارند و در نهایت چه کلامی بگوییم که اثر بیشتری داشته باشد.

مهارت های کلامی

گوش

پس از رعایت مهارت های غیر کلامی و تاثیر گذاری بر مخاطب نوبت رعایت چند مهارت ساده ولی مهم در هنگام گفتگو می باشد.

شنونده خوبی باشید

اگر می خواهید شخص به شما گوش دهد ابتدا شنونده خوبی باشید.گوش کردن به حرفهای مخاطب باید به نحوی باشد که به جزئیات نیز توجه کنید و همراه با صحبت های شخص حالات چهره شما باید تغییر کند و در زمانی احساس هیجان و در زمانی احساس خوشحالی و در زمانی دیگر احساس خشم داشته باشید.

کلمات پر تکرار شخص را به خاطر سپرده و در هنگام گفتگو از آنها استفاده کنیم زیرا معمولا این کلمات بیان گر درد و یا خواسته او می باشند.

حسن جویی کنید

در موقع گوش دادن همزمان توجه کنید و نکته مثبتی در رفتار، پوشش و یا زبان بدن مخاطب پیدا کنید و آن را بیان کنید.

به طور مثال بگویید به چه نکته جالبی اشاره کردید و دلیل کاربرد آن نکته را بگویید.

همدلی کنید

وقتی نوبت گفتگو به شما رسید از تجربه های مشابه خودتان و مرتبط با موضوع بگویید و سپس به صحبت اصلی وصل کنید.

با همدلی کردن نشان دهید که درد مخاطب برای شما نیز مهم است و قصد دارید نسخه ای برای برطرف کردن آن ارائه دهید.

گفتگو دو طرفه

بیش از چیزی که می گویید، بشنویید.در طول مذاکره کاری کنید که فقط مخاطب شما حرف بزند و شما نیز به کشف نیاز و خواسته او بپردازید و زمانی که نوبت به شما رسید بجای حرف زدن به سوال کردن در خصوص موضوع بپردازید و به اصطلاح توپ را در زمین مخاطب خود بیاندازید.

نوع سوال پرسیدن هم می تواند به منزله گرفتن اطلاعات بیشتر از شخص باشد و هم می تواند برای گرفتن تایید گرفتن از او باشد.سوالاتی بپرسید که جواب آنها مثبت و خواسته شما باشد.

نکته مهم این است که در پایان دعوت به اقدام داشته باشید و از مشتری، همکار و یا حتی رئیس خود درخواست کنید که کاری را انجام دهند.

 

 

 

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

دیدگاهتان را بنویسید