سبد خرید 0

حکمرانی خوب

حکمرانی

در برخی از ادبیات مدیریتی از حکمرانی خوب بعنوان دولت خوب تعریف شده است که به هیچ عنوان برداشت صحیحی نیست. حکمرانی خوب مساوی دولت خوب نیست زیرا که همه نهادهای حکومتی در کشورها در دولت و قوه مجریه متمرکز نمی باشد بلکه سایر نهادهایی وجود دارند که خارج از قوه مجریه و دولت در جامعه ایفای نقش می کنند.

نقش دولت خوب

اگر چه دولت خوب شرط لازم حکمرانی خوب است ولی به هیچ عنوان شرط کافی نمی باشد.حکمرانی خوب نتیجه تعامل و کارکرد همه قوای یک کشور است.

در حکمرانی خوب صاحبان اصلی قدرت مردم هستند و بجای پرداختن به کارامدی و توانمندی دولت از طریق حجم و اندازه آن به نوع رابطه مردم و حکومت توجه می شود.

پاسخگویی دولت به شهروندان،نبود فساد،اقدام به اصول مردم سالاری،اعتماد عمومی،حق انتخاب و به حداکثر رساندن بهزیستی عمومی از ویژگی های حکمرانی خوب به شمار می رود.

ویژگی های حکمرانی خوب از نظر بانک جهانی

از نظر بانک جهانی حکمرانی خوب بر اساس شش ویژگی زیر تعریف می شود.

  • حق اظهار نظر و پاسخگویی
  • بی ثباتی سیاسی و خشونت
  • اثر بخشی دولت
  • بار مالی مقررات
  • حاکمیت قانون
  • فساد

هر اندازه ویژگی های مثبت مانند حاکمیت قانون،پاسخگویی و اثر بخشی دولت در یک جامعه بیشتر و ویژگی های منفی فساد،مقررات اضافی و بی ثباتی سیاسی کمتر شود حکمرانی در آن جامعه برای نیل به اهداف اقتصادی مناسب تر می باشد.

نقش حکمرانی خوب بر اقتصاد

از زوایا و ابعاد مهم دیدگاه حکمرانی خوب بعد اقتصادی آن است.از این رو برای درک بهتر و کامل تر مفهوم حکمرانی خوب بر اقتصاد مثالی آورده شده است.

فرض کنیم اگر به خدمات حمل و نقل نیاز داشته باشیم،می توان از وسایل نقلیه شهری استفاده کرد.

شیوه دیگر شکل گرفتن رابطه اقتصادی خرید اتومبیل شخصی و در صورت نیاز استخدام راننده است.

شکل سوم رابطه این است که با یک موسسه حمل و نقل قرارداد ببندیم و از آنها بخواهیم هر زمان که درخواست کردیم برای ما خودرو بفرستد.

در واقع اقتصاد نئو کلاسیک بر این نظریه تمرکز دارد که قراردادهای لحظه ای چگونه منعقد شود که بتوانیم به بهترین نتیجه دست یابیم.

پاسخ آنها بر عدم دخالت دولت و وجود بازار رقابتی است که می تواند نوع رابطه اول را پوشش دهد.اما رابطه دوم و سوم که نوعی رابطه کارفرما و کارگزار در آن برقرار است کمتر مورد توجه قرار می گیرد.رابطه اول در قالب عرضه و تقاضا گنجانده شده است ولی علم اقتصاد چندان چیزی درباره رابطه دوم و سوم ندارد.

در این الگوها روابط،بیشتر در قالب کارفرما و کارگزار می گنجد که در چارپوب اقتصاد رایج الگوی خاصی در مورد آن وجود ندارد.بعنوان مثال زمانی که به استخدام سازمانی درآمدید،از زمان انعقاد قرارداد تا موقعی که قرارداد فسخ شود از علایم قیمتی و رابطه عرضه و تقاضایی که بیرون از سازمان در بازار وجود دارد اثر نمی پذیرد.

اکنون بحث حکمرانی خوب این است که بین کارفرما و کارگزار چه اصولی باید حاکم باشد تا بتوانیم به نتیجه مطلوب

برسیم.چه الگو و رابطه ای باید حاکم باشد تا نتیجه دلخواه به دست آید.یکی از روابط مهم،رابطه مالک و مدیر است.

در بسیاری از سازمان ها و شرکت های بزرگ مالک وظایف خود را به مدیر تفویض اختیار می نماید و سوالی که پیش می آید این است که مالک چگونه می تواند مدیر را هدایت کند و تحت چه شرایطی مدیر حافظ منافع مالک است؟

در سطح جامعه نیز مردم اختیارات خود را به رئیس جمهور و یا نمایندگان مجلس تفویض می کنند.

بین رابطه ای که میان مردم به عنوان کارفرمایان حکومت و مدیران و مسئولان به عنوان کارگزاران حکومت چه شرایطی باید وجود داشته باشد تا نتیجه مطلوب به دست آید؟

این مباحث در زمینه شرکت ها بعنوان حکمرانی شرکتی و در زمینه دولت به عنوان حکمرانی خوب نامیده می شود.

در حکمرانی خوب، شیوه اعمال اقتدار به گونه ای است که مدیران یا کارگزاران، حافظ منافع مالکان و یا کارفرمایان اند.

تاثیر حکمرانی خوب بر رشد اقتصادی کشورها

رشد

تقسیم بندی کشورها به دو گروه توسعه یافته و در حال توسعه قبل از هر چیز،بر عملکرد اقتصادی و به طور مشخص به نرخ رشد اقتصادی بلند مدت آنها مبتنی است.

دستیابی به نرخ رشد اقتصادی بالا،هدف اولیه کلیه نظام های اجتماعی و نقطه مطلوب تمام تلاش هایی است که برای تنظیم امور اقتصادی جوامع مورد توجه قرار می گیرد.

میزان نمایندگی دولت مردان از جانب مردم،ثبات سیاسی،میزان ثبات رژیم حاکم و احتمال تداوم سیاست های جاری در صورت تغییر دولت مردان،حدود حاکمیت نظم و قانون،خطر بی اعتنایی به قراردادها توسط مردم،فساد در دستگاه اداری و موضوعاتی از این قبیل بعنوان شاخص های حکمرانی خوب شناخته می شوند.

این شاخص ها از توان توضیح دهندگی تفاوت عملکرد کشورها و مناطق مختلف جهان در دست یابی به رشد و توسعه برخوردارند.

بر اساس این شاخص ها کلیات نظام سیاسی و اقتصادی کشورها نمایان می شود.

خلاصه بحث

شرکت

در این مقاله به بررسی رابطه حکمرانی خوب و وضعیت اقتصادی پرداختیم و نقش شاخص های حکمرانی در بهبود وضعیت اقتصادی مورد بررسی قرار گرقته شد.

با توجه به توصیه های بانک جهانی کوچک سازی دولتها در ایفای نقش حکمرانی خوب موثر می باشد ولی چیزی که بیش از کوچک سازی دولت تاثیر بیشتری بر حکمرانی خوب دارد توجه به افزایش ظرفیت ها و توانمندی های دولت می باشد.

بزرگی و یا کوچکی دولت ها نقش چندانی در حل مشکل توسعه ندارد بلکه این کیفیت فعالیت های دولت و یا به عبارت دیگر پایبندی دولت به اجرای اصول حکمرانی خوب است که می تواند مسیر توجه را برای یک کشور هموارتر نماید.

پس کاهش مداخله دولت، الزامی بر عملکرد بهتر وضعیت اقتصادی نیست بلکه دست یابی به توسعه،نقاط ضعف دولت و راههای کاهش آن باید در کانون سیاست ها قرار گیرد.

برای بهبود وضعیت اقتصادی در کنار توجه به مولفه های این بخش باید وضعیت حکمرانی نیز مورد توجه قرار گیرد.

سیاست های حاکم بر شرکت های اقتصادی نیز از این امر مستثتی نمی باشد.توجه به اصول بازار و میزان قیمت ها و سیاست های عرضه و تقاضا نقش مستقیم بر میزان سود شرکت دارد ولی توجه همزمان به حکمرانی شرکتی و رابطه مناسب بین مالکان و مدیران شرکت و تعامل با مصرف کنندگان نیز بر سود شرکت می افزاید.

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

دیدگاهتان را بنویسید